پیش نوشت: رویکرد این نوشته انتقادیِ محض نیست و فقط به کاستی ها و تهدیدها نگریسته است و بیان نیمه پر لیوان در این مجال نمی گنجید. ملاحظات یک دانشجوست که طرح بحث دغدغه مندانه ای با اساتید و هم کلاسی هایش دارد)

مگر نه اینکه از همان ابتدا تمایز بعنوان یکی از اصلی ترین مشخصه ها و سیاست های دانشگاه امام صادق علیه السلام در دستور مدیریت کلان دانشگاه قرار گرفت، از فرایند خاص گزینش گرفته تا نحوه اداره و حتی پیشوند معارف اسلامی برای رشته های آن و در ادامه هدف گذاری مرجعیت علمی جهان اسلام، البته مقتضای هدف و فلسفه شکل گیری چنین دانشگاهی، ایجاب گر این مهم است زیرا لازم است مسیری متفاوت پیموده شود.
با وجود این آیا این استراتژی همچنان دنبال می شود؟ التبه که خیر…
شاید همه چیز از رحلت پدر معنوی مان، شروع شده باشد. آیت الله مهدوی کنی ره در زمان حیات شان خیلی تلاش کردند تا هرچه زودتر وزارت علوم را با اهداف عالیه دانشگاه همراه کنند. ایشان توانستند با معادل سازی سرفصل های رشته های دانشگاه، تایید نهایی این وزارت خانه را اخذ کنند. سوای این بحث حاج آقا همواره سعی داشتند استقلال خود را از وزارت علوم حفظ کرده و اگر هم اقتضای شرایط، برقراری ارتباط با آنها را ایجاب می کرد، این ارتباط گیری به شکل تعامل از موضع قدرت و استقلال شکل می گرفت. خاطره ای از استاد دکتر درخشان خاطرم هست که می فرمودند در مدت حضور ما در دانشگاه، حاج آقا حتی یک بار هم پای در وزارت خانه نگذاشتند و وزیر علوم بشخصه برای دیدار ایشان به دفترشان می آمد.
اما نمی دانم چرا دیگر نشانی از این اقتدار نیست، بلکه برآمد سیاستهای اتخاذی بخش های مختلف دانشگاه، اختلافات اساسی با رویکردهای پیشین دارد. تبعات این موضع نیز در تغییر نگاه ها به دانشگاه و انتظارات از دانش آموختگان از سوی نهادها و تریبون های مختلف مشهود است.
امروزه شاهد آن هستیم شاخصی که مسئولین دانشگاه روز به روز افراد و اجزا و فرایند خود را مطابق آن تنظیم و در جهت تطبیق با آن تلاش می کند و قاعدتا باید به مثابه قله و الگو برای دانشگاه عمل کند، نشانی از ایده آل و مطلوب حقیقی برای ما ندارد. حتی میتوان گفت منویات مقام معظم رهبری و سیاست های حضرت آیت الله مهدوی کنی ره جای خود را به خط کش کوتاه و معیوب وزارت علوم داده است.
با شروع کرونا شاید بدلیل غافلگیری و حساسیت بالای قضیه، ابتدائا تبعیت محض از وزارت علوم و نهادهای بالادستی اجتناب ناپذیر بود اما بعد از گذشت چندین ماه انتظار می رفت دانشگاه ما با اتکا به ادعای خود مبنی بر دارا بودن دغدغه های علمی مضاعف و اصول تربیتی خاص، رویه ای متفاوت از سایر دانشگاه ها اتخاذ کند و بتواند تا حد امکان از تمام ظرفیت های موجود استفاده کرده و ضمن اهتمام به حفظ الصحه دانشجویان و کارکنان خود، برنامه های علمی و تربیتی لازم را با ایجاد تغییرات مناسب، در حداکثر مطلوبیت پیاده سازد؛ اما آنچه شاهد آن هستیم دانشگاه با قرار گرفتن در ردیف دانشگاه های سراسر کشور، به تعبیری به اکل میته آموزش مجازی بسنده کرده و پیش از شروع سال تحصیلی اعلام می کند توانایی برگزاری کلاس ها به سه صورت مجازی، حضوری و حتی ترکیبی را دارد، اما با شروع ترم آنچه مشاهده می شود برقراری مشکلات سابق و صرفا تغییر چیدمان سامانه است. وقتی عزمی برای بهبود نباشد شرایط همین است و همین… هنوز برخی اساتید از نداشتن قلم هوشمند گله مندند، برخی تقاضا دارند چند جلسه ای با ایشان راه بیاییم تا با فضای سامانه آشنا شوند، تغییری در لیست اساتید رخ نداده، هیچ تغییری در سرفصل های دروس مجازی و تعداد اساتید ارائه شده و دانشجویان هر کلاس دیده نشده و کمترین ابتکاری هم برای ارزشیابی و نمره دهی مشاهده نمی شود. تازه بعد از گذشت دوهفته از شروع ترم جدید از دانشجوها خواسته می شود شما هم اگر ایده ای دارید مبذول فرمایید….
شاید بتوان این رویکرد را با این ضرب المثل شبیه دانست: سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند.
وقتی در یک نظر خواهی مشخص می شود میزان رضایت دانشجویان از کلاسهای مجازی بازده لازم را هم ندارد، چرا باید انتظار دیگری داشت؟
اگر با دقت بنگریم تنزل دانشگاه حتی از سطح عادی هم بیشتر بوده و چه بسا باید منتظر بود تا بخاطر پیشوند غیر انتفاعی دانشگاه، خویشتن را در رده این چنین مراکز آموزشی بیابیم. امید است هرچه زودتر جلوی روند عادی سازی که به از دست رفتن هویت دانشگاه می انجامد، گرفته شود.
شاید باید فکری کرد و طرحی نو در انداخت!

0

پست های پیشنهاد شده

0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات